سرخط ویژه
خانه » گفتگو » گفتگوی باشگاه نقالان با حسن بصیری : هنرهای نمایشی را با شبیه خوانی آغاز کردم / مادر هنرهای نمایشی در ایران نقالی است / هر کس که شاهنامه خوانی می کند نقال نیست / نقالی در ایران نیازمند تشکیل یک صنف است

گفتگوی باشگاه نقالان با حسن بصیری : هنرهای نمایشی را با شبیه خوانی آغاز کردم / مادر هنرهای نمایشی در ایران نقالی است / هر کس که شاهنامه خوانی می کند نقال نیست / نقالی در ایران نیازمند تشکیل یک صنف است

حسن بصیری

باشگاه نقالان _ گفتگو : حسن بصیری هنرهای نمایشی را با شبیه خوانی آغاز کرده است و با دیدن نقل مرشد ترابی به نقالی علاقمند شده است . او همچنان در کنار نقالی به شبیه خوانی هم می پردازد و همچنان زیر نظر مرشد محسن میرزاعلی درس می آموزد . حسن بصیری جشنواره نمایش های آیینی سنتی را در رسیدن به اهداف خود موفق می داند اما باور دارد که این موفقیت کافی نبوده و نقالی نیازمند تشکیل صنف است . گفتگوی باشگاه نقالان با این نقال جوان را در اداه خواهید خواند .

 
از چه زمانی و چگونه با هنر نقالی آشنا شدید ؟

هنرهای نمایشی را با شبیه خوانی آغاز کردم . از سال ۷۴ با بچه خوانی وارد هنر شبیه خوانی شدم و در سال ۷۷ برای اختتامیه یک سوگواره تعزیه خوانی به شهر ری رفتم و در آنجا در مراسم اختتامیه یک پیر مرد را دیدم که با حرکات نمایشی داستان می گوید, این پیر کسی نبود جز مرشد ترابی عزیز و از آنجا بود که با هنر نقالی آشنا شدم . در سال ۷۹ در نمایش نقل سیاوش در جشنواره فجر شرکت کردم و ۵ سال است که به صورت حرفه ای هنر نقالی را دنبال می کنم و از مرشد محسن میرزاعلی درس می گیرم .

 

از نخستین تجربه  نقالیتان بگویید ؟

 
اولین نقلی که گفتم در  مراسم اختتامیه تئاتر بود . با وجود اینکه بسیار تمرین کرده بودم اما استرس زیادی داشتم . باید برای کسانی نقل می گفتم که اهل فن بودند و این جسارت را کردم و نقل را گفتم . پس از اجرا از اینکه توانسته بودم اجرای خوبی به نمایش بگذارم حس خوبی داشتم .

 

شما در نقل هایتان بیشتر از چه داستاتهایی استفاده می کنید و چرا ؟

 

از داستان های شاهنامه چون بیانگر مسائل و ارزشهای والای انسانی است.این مسئله ای که برای شخص خودم همیشه در همه کارهایم اهمیت دارد که شاهنامه حکیم فردوسی بسیار غنی است و سرشار از پیامهای انسانی است . من همیشه در کارهایم سعی دارم که پیامی را برسانم و چراغی را روشن نگاه دارم .به دید من هر کدام از داستانهای شاهنامه پیامهای خودش را دارد و این بستگی به نگاه مخاطب دارد که چه برداشتی از داستان داشته باشد . برای نمونه داستان هفت خوان رستم بیانگر یک جنگ درونی است که در انسان اتفاق میفتد و این نبرد برای رسیدن به ارزش والای انسانی و کشتن دیو درون است . همیشه چیزی درون ما انسانها هست که خواستار نابودی ماست و برداشت من از هفت خوان این است که وقتی انسان درست گام بردارد میتواند هر مانع درونی و بیرونی را از سر راه کنار بزند. در نقالی نکته جالبتری هم وجود دارد و آن این است که به تعداد مخاطبانی که وجود دارد برداشتهای مختلف بر اساس شخصیت مخاطبین وجود دارد. برای نمونه هنگامی که  نقال از رستم میگوید به تعداد همه تماشاگران رستم وجود دارد و مهمتر آنکه تصویر رستمی که در ذهن نقال وجود دارد چقدر به حقیقت داستان شبیه است و چقدر بیانگر ارزشهای انسانیی است که از رستم یک اسطوره و نماد ساخته است . در نقالی همواره این نکته به پیش می آید که آیا تصویر رستم نقال به آن میزان قوی هست که بتواند تصاویر مخاطبین را از کنار زده و تصویر درستی به آنها دهد و اینجاست که فرق نقال با نقال مشخص میشود .

حسن بصیری
با توجه به اینکه شما همچنان به شبیه خوانی هم می پردازید چه تفاوتها و چه نقاط مشترکی بین دو هنر تعزیه و یا شبیه خوانی با نقالی می بینید ؟

 

مادر هنرهای نمایشی در ایران نقالی است و طبیعتا در شبیه خوانی خیلی از روشهای نقالی و روایتگری استفاده می شود . نقالی یک نمایش تک نفره است ولی تعزیه یک نمایش گروهی است. طبیعتا هنر نقالی به دلیل تک نفره بودن کار سخت تری خواهد بود .

 
برخی شاهنامه خوانی را با نقالی اشتباه می گیرند, به ما بگویید تفاوت نقالی با شاهنامه خوانی در چیست و یک نقال باید چه تواناییهایی داشته باشد ؟ ایا هر کس در صحنه ای شاهنامه خواند یا اجرا کرد نقال است؟

در شاهنامه خوانی  داستانهای شاهنامه را به صورت نظم از حفظ و یا از روی شاهنامه می خوانند که البته یک شاهنامه خوان خوب هم می بایست ویژگیهایی از قبیل صدای خوب و رسا داشته باشد و نوع خوانشش به گونه ای باشد که اشعاری که می خواند برای تماشاگر تصویر سازی کند. ولی نقالی یک هنر نمایشی است و نقال داستانی را که روایت می کندبه نوعی آنرا زندگی می کند. در نقالی داستان توسط نقال هم به صورت نظم و هم به صورت نثر اجرا می شود و نقال می بایست داستان را برای خود پردازش کند و طومار مختص خودش را بنویسد. یک نقال خوب باید هم توانایی خواندن به صورت آوازی را داشته باشد هم صدای رسا برای روایت کردن یک داستان را تا بتواند نقلی مناسب را به اجرا بگذارد . یک نقال دستگاههای موسیقی اصیل ایرانی را خوب میشناسد و میداند که در کجا از چه دستگاه یا گوشه ای استفاده کند . برای نمونه از چهارگاه نمیتوان در صحنه های عاشقانه استفاده کرد چهارگاه برای صحنه های رزمی است . هر کس شاهنامه میخواند نقال نیست .

 
وجود جشنواره هایی مانند جشنواره نمایش های آیینی و سنتی را در معرفی نمایش های ایرانی و رشد و توسعه آنها چقدر موثر می دانید ؟
طبیعتا جشنواره آیینی سنتی در معرفی نمایش های ایرانی و رشد آنها تاثیر گذار است و در طی این سالها موفق بوده و بازتاب خوبی داشته است .بخشی از جشنواره به هنر نقالی می پردازد اما این هنر نیاز به توجه بیشتری دارد و برگزاری یک جشنواره دو سالانه را نمی توان برای آن کافی دانست .نقالی در ایران نیازمند تشکیل یک صنف است که به یاری خداوند در پی تشکیل خانه نقالان هستیم و مقداری از مراحل اداری آن هم انجام شده است .

 

برای افرادی که قصد دنبال کردن هنر نقالی را دارند چه توصیه ای دارید ؟

نقالی شاید گاهی کاری ساده به نظر آید اما فنون و تکنیک های بسیاری دارد توصیه من به دوستداران این است که حتما زیر نظر استادان وارد این هنر بشوند و از استادان نامدار بیاموزند .

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme