مهدی چایانی : حرف شاهنامه هیچگاه قدیمی نمی‌شود و همیشه به روز است. چه کسی گفته ما حماسه و سلحشوری را از دست داده‌ایم؟ مگر الان دشمنی وجود ندارد؟ شاهنامه همیشه حرف از در مقابل بیگانگان ایستادن و دلاوری کردن می‌زند.

مهدی چایانی

باشگاه نقالان _ گفتگو : شاهنامه به طور کلی ٣ بخش اصلی دارد: اسطوره‌ای، پهلوانی و تاریخی. آنطور که مورخان نوشته‌اند فردوسی در نگارش شاهنامه مخالفان و همچنین پشتیبانی داشته است با همه این احوال شاهنامه فردوسی همچنان بزرگترین کتاب به زبان فارسی است که در همه جای جهان مورد توجه قرار گرفته و به زبان‌های مختلف ترجمه شده است. برای بررسی ویژگی‌های مهم شعر و زبان فردوسی با مهدی چایانی، استاد مطرح نقالی و شاهنامه‌خوانی کشور به گفت‌وگو نشستیم. چایانی اعتقاد دارد شاهنامه متنی است که تا همیشه به‌روز‌ و زنده خواهد بود و ایران هیچگاه بی‌نیاز از روح سلحشوری و جوانمردی موجود در آن نخواهد بود. وی می‌گوید: اگرچه آشنایی و نزدیکی مردم ایران با شاهنامه بیشتر از ٢، ٣ دهه گذشته شده است اما این نزدیکی هنوز مطلوب نیست و می‌تواند پررنگ‌تر شود.

 
شما یکی از اساتید بزرگ شاهنامه‌خوانی کشور هستید. به عنوان پرسش نخست دوست دارم بدانم آغاز آشنایی شما با فردوسی و شاهنامه چگونه شکل گرفت؟
من در سال‌های پیش از دهه ٥٠ وارد دانشکده تئاتر شدم. ٢، ٣ سال بازیگری کار می‌کردم و در این مدت به لحاظ سنخیت تئاتر با ادبیات کهن ایران از نظر ظرافت، آشنایی زیادی با شاهنامه پیدا کردم. البته ریشه‌های این آشنایی با ادبیات کلاسیک به کودکی من هم باز می‌گردد.
پدر من راننده بیابان بود و هر گاه از سفر به خانه بازمی‌گشت، جمع شدن‌های خانواده ما با کتابخوانی‌های او، از گلستان و بوستان تا شاهنامه، همراه می‌بود. همین نزدیکی با شاهنامه از طریق پدر در دانشکده تئاتر به من کمک کرد که احساس آشنایی بیشتری به این اثر داشته باشم به نسبت بعضی دیگر از هم دوره‌هایم.
در آن دوران نقالی شاهنامه هم انجام می‌دادید؟
من از نوجوانی و جوانی جسورانه در قهوه‌خانه‌های همدان می‌گشتم و هر جا مرشد یا نقالی می‌دیدم پای سخن او می‌نشستم. یادم می‌آید در سال ٥١ جشنواره‌ای در توس برگزار می‌شد که مربوط به شاهنامه‌خوانی بود. من در آن شرکت کردم و ناباورانه رتبه نخست جوان‌ترین نقال را به دست آوردم. این راه، همچنان مسیر زندگی و عمر من است.
در شاهنامه چه دیدید که جذب آن شدید؟ به تاریخ علاقه داشتید یا قصه‌های فردوسی یا روح سلحشوری آن؟
من در شاهنامه روح جوانمردی، فتوت، دین‌داری، وطن‌دوستی و سلحشوری دیدم. حس می‌کردم اینها هویت این کتاب را تشکیل داد که در حقیقت هویت تاریخ این سرزمین هم بود.
روزهای نخست وقتی اشعار حماسی شاهنامه را می‌خواندم می‌دیدم این کتاب با بقیه کتاب‌های ادبیات ایران فرق دارد چون روح سلحشوری در آن وجود داشت. بالطبع من هم جوان بودم و این نگاه حاکم بر شاهنامه را می‌ستودم دوست داشتم توصیفات فردوسی از بزرگان و پهلوانان در من هم وجود داشته باشد.
ستایش این روح حماسی شاهنامه هنوز هم در شما وجود دارد؟
بگذارید واضح‌تر بگویم. شاهنامه فردوسی همواره منتقدانی داشته است. بعضی‌ها اعتقاد دارند زمانه، دیگر زمانه سلحشوری و جوانمردی نیست و این ویژگی‌ها را مربوط به دنیای غیر مدرن می‌دانند.حرف شاهنامه هیچگاه قدیمی نمی‌شود و همیشه به روز است. چه کسی گفته ما حماسه و سلحشوری را از دست داده‌ایم؟ مگر الان دشمنی وجود ندارد؟ شاهنامه همیشه حرف از در مقابل بیگانگان ایستادن و دلاوری کردن می‌زند.
یعنی اعتقاد دارید روح شاهنامه هنوز هم نو و به‌روز است؟
تا وقتی دشمن وجود دارد به شاهنامه نیاز داریم.
در مقابل محتوای این کتاب، بحث دیگر بر فُرم شاهنامه است. مهمترین ویژگی در فُرم و ساختار شاهنامه را چه می‌بینید؟
شاهنامه حدود ٦٠ هزار بیت شعر دارد که البته در حال حاضر حدود ٥٢ هزار بیت از آن باقی مانده است. زمانی که فردوسی آغاز به سرودن شاهنامه کرد زبان فارسی هم از طرف خلفای بغدادی و هم ترکان سلجوقی در خطر بود. در آن موقعیت حکیم از زبانی استفاده کرد که نخست اینکه در آن سعی شده تا حد ممکن کلمات عربی به کار نرود و دوم اینکه در آن زبان، هیچ سخن سخیف یا زشتی وجود ندارد. این دو ویژگی نشان می‌‌دهد حکیم استادی بی‌همتا بوده است و به راستی سخن «عجم زنده کردم بدین پارسی» مصداق دارد و درست است.
شما در جلسات مختلف با مردم عادی روبه‌رو می‌شوید میزان آشنایی مردم با شاهنامه را در چه سطحی می‌بینید؟
میزان آشنایی مردم با شاهنامه اگر چه نسبت به قبل بهتر شده اما هنوز مطلوب نیست؛ خوشبختانه الان وضعیت بهتر شده و در سطوح بالای مملکت هم شاهنامه را ارج می‌نهند و می‌ستایند و دوست دارند. پس از سال‌های سال وقفه، ٢ سال است که رشته نقالی وارد مسابقات هنری دانش‌آموزان در مدارس شده. این مسابقات پس از انقلاب قطع شده بود ولی خوشبختانه وضعیت در این ٢ سال بهبود پیدا کرده است.
چه کار باید کرد که مردم عادی بیشتر با این اثر ادبی سرزمین خود آشنا شوند؟
به نظر من مسئولان باید هزینه بیشتری برای این اثر درخشان انجام دهند و دغدغه بیشتری برای فرهنگ و ادب این مرز و بوم داشته باشند. نهادهایی مثل حوزه هنری، شهرداری، اداره ارشاد و میراث فرهنگی قدم‌های خوبی برداشته‌اند که می‌تواند بیشتر شود. هر چند هنوز هم بعضی‌ها کم‌لطف هستند.
سوال آخرم پرسشی شخصی است. به عنوان کسی که سال‌هاست با شاهنامه فردوسی زندگی می‌کنید با کدام داستان شاهنامه ارتباط بهتری برقرار می‌کنید؟
قطعاً قصه رستم و سهراب. رستم و سهراب از زیبا‌ترین تراژدی‌های جهان است با گره‌ای دراماتیک در آن. کشته شدن پسر توسط پدر موضوعی نیست که به راحتی بتوان از کنار بار تراژیک آن عبور کرد.

منبع : روزنامه همدان پیام

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
x

شاید بپسندید

محسن میرزاعلی : پرداختن جدی به شاهنامه و یا قصه‌گوییِ ملهم از شاهنامه نه فقط مفید و خوب است بلکه لازم و ضروری هم هست

باشگاه نقالان _ گفتگو : مرشد محسن میرزاعلی گفت: در نظر داشته باشید که تربیت ...