سرخط ویژه
خانه » گفتگو » محسن میرزاعلی : پرداختن جدی به شاهنامه و یا قصه‌گوییِ ملهم از شاهنامه نه فقط مفید و خوب است بلکه لازم و ضروری هم هست

محسن میرزاعلی : پرداختن جدی به شاهنامه و یا قصه‌گوییِ ملهم از شاهنامه نه فقط مفید و خوب است بلکه لازم و ضروری هم هست

محسن میرزاعلی

باشگاه نقالان _ گفتگو : مرشد محسن میرزاعلی گفت: در نظر داشته باشید که تربیت خوب به دست زنان خوب صورت می‌پذیرد و این خوبی در وفاداری، خردورزی و عشق‌ورزی آن‌ها نهفته است و شاهنامه در لایه‌های مختلف سعی دارد این آموزه‌ها را به دختران و پسران ما عرضه کند. در شاهنامه امکانی نهفته است که بخشی از خلاء فرهنگی حال حاضر را پر می‌کند.

به گزارش باشگاه نقالان به نقل از ایسنا، و از روابط عمومی کانون، این نقال بیان کرد: پرداختن جدی به شاهنامه و یا قصه‌گوییِ ملهم از شاهنامه نه فقط مفید و خوب است بلکه لازم و ضروری هم هست.

او افزود: شاهنامه با زبانی خاصی که دارد، پر از مفاهیم معرفت‌شناسی و اخلاق پهلوانی است. ما می‌دانیم که شاهنامه اثری حماسی است که با ساختار و بوم و دین ما سازگار است. شاید بپرسید، که چه لزومی به ترویج و توسعه حماسه آن هم از طریق ادبیات و قصه وجود دارد؟ پاسخ آن واضح است، ما برای «تربیت» فرزندان‌مان ناچاریم تا روح حماسی را در آن‌ها زنده و پویا نگاه داریم. شاید دیده باشید که اکثر پسران در دوران کودکی هیجان مبارزه و جنگندگی دارند، قاعدتا این ویژگی را نمی‌شود سرکوب کرد، ولی می‌شود مدیریت‌اش کرد.

مرشد میرزاعلی ادامه داد: تفکر حماسی می‌گوید دلاور و زورمند باش ولی قبل آن خردمند باش و از راهبری عقل استفاده کن. تفکر حماسی به دنبال قهرمانی نیست و در پی توسعه پهلوانی است، توسعه پهلوانی یعنی توسعه‌ی مهربانی و عدالت در جامعه.

وی در آستانه‌ی برگزاری بیستمین جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی درباره‌ی ویژگی قصه‌گویان شاهنامه‌ای ادامه داد: قصه‌گوی شاهنامه غیر از آن‌که باید فصیح و شیوا سخن بگوید، باید به آنچه عرضه می‌کند، به معنی سخن‌اش هم آشنا باشد. او صرفا با قیافه جذاب و لفظ قلم نمی‌تواند از قصه‌ای که می‌گوید خیر ببرد و یا خیر بدهد. به زبانی دیگر او غیر از آن‌که فن بیان دارد و هر واژه و کلمه‌ای را در جای خود به کار می‌برد باید زبان بلیغی داشته باشد. منظور از بلیغ یعنی این‌که در جایی که برای ظاهر کردن معنا به چند کلمه کوتاه باید اکتفا کند، پرگویی نکند و آن‌جا که باید تعمق کند و مسئله را تفهیم کند سخن را نخورد.

این نقال ادامه داد: من فکر می‌کنم قصه‌گوی شاهنامه باید حتما شاگردی کند. این شاگردی کردن صرفا برای یک دوره نیست، بلکه او باید در دوران‌های مختلف از قصه‌ها و نکته‌هایی که می‌داند بسته به زمان و پیشرفت بشر، نکته‌ی تازه یاد بگیرد. یعنی او باید این مهارت را داشته باشد که از داستان‌ها و قصه‌هایی که بلد است سوال و مسئله طرح کند و در پی پاسخ آن باشد و البته بخشی از سوال‌های او باید معطوف به انسان امروزی باشد. مثلا بپرسد که آیا اگر رستم امروز می‌بود و در مقابل پادشاه خودخواهی چون کیکاووس قرار می‌گرفت چه باید می‌کرد؟ و یا این‌که آیا این هفت‌خوان برای انسان امروزی چه مفهومی می‌تواند داشته باشد. البته بعضی از استادان من بوده‌اند و هستند که می‌گویند ما باید در متن شنا کنیم و فقط در آن سیر کنیم ولی من معتقدم اگر نتوانیم آثار فاخر خود را به زبان روز تفسیر کنیم، قصه‌پردازی‌مان سودی ندارد. هر چند درک بالای قصه‌گو شاهنامه از متن یک اصل مقدماتی و بنیادین است.

او درباره گزینشی عمل کردن در نقل شاهنامه برای کودکان عنوان کرد: فکر کنم بخشی از این مساله به دلیل عدم تعمق قصه‌پردازان باشد، بخشی هم خود سانسوری و ترس قصه‌گویان از نقدها و نظرهایی است که صرفا یک جزء داستان را ملاک قرار می‌دهند، در صورتی که گاهی یک استاد قصه‌پرداز شنونده را در امر خطیری شناور می‌کند ولی قبل از غرق شدن او، نجاتش می‌دهد. او با این کار می‌خواهد یاد بدهد. شاید شعر حافظ اینجا مصداق داشته باشد: در بیابان بلاگر چه زهر سو خطری‌ست/ می‌رود حافظ بیدل به تولای تو خوش.

مرشد میرزاعلی در پایان سخنانش درباره نقش کانون در گسترش هنر نقالی سخن گفت و افزود: بدون شک کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان می‌تواند در توسعه‌ی این فرهنگ عمیق و موثر نقش ایفا کند. من نمی‌دانم چرا برای این کارکردهای فرهنگی مدرسه و دانشگاه درست نمی‌شود؟ امروز کودکان، نوجوانان و جوانان ما گاهی از فرهنگ‌هایی تغذیه می‌کنند که در باطن‌شان ضد فرهنگ‌اند و جای فرهنگ و مروجان آن یعنی نقالان در این میان خالی است.

این نقال و شروه‌خوان تاکید کرد: پیشنهادم این است که در گسترش مطالعه‌ و آگاهی کودکان از شاهنامه افراد دانا و آگاه و علاقه‌مند که با یادگیری کودکان آشنا هستند در این زمینه دعوت به همکاری شوند. این متخصصان می‌توانند در مورد شیوه خواندن و مفاهیم نهفته در شاهنامه با کودکان گفت‌وگو کنند. من کتابی از احمدرضا آذر یکی از فعالان کودک دیدم، ایشان حق استادی بر گردن من دارد که برگرفته از تجربه‌های واقعی بود. در این کتاب او گزارشی از کارگاهی دارد که در آن در مورد دو بیت از کلام فردوسی گفت‌وگو می‌کنند و عجیب این‌که تمام آن کودکان پس از اتمام کارگاه نه تنها ابیات فردوسی را حفظ بودند و می‌توانستند درباره‌اش حرف بزنند، بلکه نگرش‌شان به ادبیات فردوسی دگرگون شده بود.

بیستمین جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی از ۲ تا ۵ بهمن ماه در مرکز آفرینش‌های فرهنگی هنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار می‌شود.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme